محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1636
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
داشت و حكم شد آن قلعه را با خاك برابر كنند و پانزده روز آذوقه و علوفه برگرفته بر لب رود گرگان به اردوى پادشاهى پيوندند . نواب معظم برحسب فرموده حركت كرده و اردوى همايون از قراشيخ و كنارآب گرگان به گنبد قابوس و در ميان طوايف ككلان آمد و به موجب امر اقدس عباس خان قاجار بيگلربيگى استرآباد پانصد نفر از معارف تراكمه ككلان را به رسم گروگان به مير سعد اللّه خان فندرسكى سپرده آنها را به دار الخلافه آوردند - آنگاه موكب منصور به مراتع قبايل يموت توجّه فرمود ، تراكمهء يموت راه جبل ابو الخان « 1 » را گرفته و گريختند لكن در عرض راه دوچار نواب فريدون ميرزا كه از قارنقلعه به اردوى همايون مىآمد شدند و جمعى مقتول و برخى اسير گشته بقيّة السيف خود را به ابو الخان رسانيدند و اردوى پادشاهى به صحراى معروف به بىبى شروان توقّف نمود - پس از نظم اين صفحات شهريار غازى به دولتآباد دامغان تشريففرما گرديده در اينجا معروض شد كه فيما بين فضلعلى خان قراباغى و اهالى مازندران وحشتى حاصل شده و كار به كارزار كشيده مازندرانيها فضلعلى خان را در ارك سارى محصور كردهاند . اعليحضرت همايون فرّخ خان كاشى غفّارى را كه مردى كاردان بود به اصلاح اين فساد مأمور فرمودند و او وقتى رسيد كه كار به جدال كشيده و از اصلاح گذشته ، لهذا فضلعلى خان را به دار الخلافه فرستاد و اهالى مازندران را استمالت نموده حاكم ديگرى براى اين ولايت استدعا نمود ، لهذا حكم همايون صادر شد كه او خود چندى به رتق و فتق امور مازندران بپردازد تا بعد از وصول موكب همايون به دار الخلافه حكم مجدّدى در اين باب شرف صدور يابد - نيز از وقايع عرض اين راه آنكه جماعتى از امناى حضرت باهم همداستان شده عريضهاى مشتمل بر سهو و خطاى حاجى ميرزا آقاسى به حضور مبارك دادند . اعليحضرت پادشاه كارآگاه برآشفته آن عريضه را به حاجى دادند . حاجى بزرگوارى كرده براى آنكه با كسى دل بد نكند عريضه را نخوانده سوزانيد و مطلقا چيزى از اين مقوله به روى خود نياورد - هم در اين سال نواب بهرام ميرزا ايالتين لرستان و عربستان را منظّم نموده
--> ( 1 ) . ناسخ التواريخ : بلخان داغى .